قلیان، ذره‌ذره جسم را به نابودی می‌کشاند
شنبه 26 بهمن 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

به نام عشق الهی

سلام دوستان زهرا هستم مسافر نیکوتین.

از اینکه دلنوشتهٔ مرا می‌خوانید سپاسگزارم، این دلنوشته‌ای که نوشتم با تمام دلنوشته‌هایم فرق می‌کند چون خیلی سختی کشیدم، عذاب کشیدم تا به اینجا رسیدم حالا در موردش صحبت می‌کنم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سیگار و نیکوتین، همسفران ویلیام وایت، دلنوشته،

حقیقت بیان دارد و زبان بیان حقیقت قلم است
دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

من نمیخواهم کلا از وادی ششم برایتان بگویم،من میخواهم وادی ششم را در زندگی واقعی خودم برایتان بیان کنم. انسان باید همیشه و همه جا با عقل خودش پیش برود،عقل در زندگی انسان همیشه مثل نور میتابد؛ ولی مانده که انسان چگونه از عقل خودش استفاده کند،اگر انسان در راه درست و مستقیم پیش برود تابش نور بیشتر و اگر در راه غلط پیش برود تابش نور کمتر میشود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مشارکت دستور جلسه، دستور جلسات،

امید در ناامیدی
پنجشنبه 10 بهمن 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

دوشنبه بود غروب یک روز خیلی خیلی سرد از آن غروبهایی که آدم دلش می خواست، اتفاقهای دور و برش همش خواب باشد.نا امید از همه چیز و همه جا. سوار تاکسی شدم. به طرف خانه که میرفتم از سرکوچه رد شدم، پسرم که آن روز همراه من بود، گفت: مامان رد شدیم، چرا پیاده نشدیم؟نگاهی به پسرم کردم به راننده گفتم نگه دار پیاده می‌شویم . وقتی پیاده شدم تازه فهمیدم که من ماشین سوار شدم. به اندازه ای حالم خراب بود که نمی خواستم به خانه برگردم‌. ولی به روی خودم نمی آوردم .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مقالات،

ترس های ناشناخته، ما را به تاریکی و ظلمات رهنمود می کند
پنجشنبه 3 بهمن 1398 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

دیگر خسته و درمانده از تغییر این شب و ترس هایی که مرا در گذشته و اوایل سفر تهدید می کرد،شاید این درد مشترک همه ما باشد.

ناگهان جرقه ایی در ذهنم زده شد که میگفت:شاید نتوانم این تاریکی را پایان بخشم،ولی میتوانم به مکان دیگر سفر کنم که دیگر تاریکی وجود نداشته باشد،سپس شروع به آماده شدن برای مکان دیگر شدم اما ترس بر آن غلبه کرده بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مقالات،

روزت پر شکوه، و راهت سبز ای همسفر
جمعه 27 دی 1398 ساعت 06:48 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

سلام بر تو ای همسفر، همسفری که خودش کوه درد بود، اما صبور. خودش خسته ی خسته اما با قلبی پر از امید تشنه‌ی محبت بود؛ اما بی دریغ. عشق و صداقتش همچون نور شمع بود، خودش با غصه هایش تنهای تنها اما یک روز خدای مهربان صدای این همسفر را شنید. گفت: حالا وقتش است که تبدیل شوی از نار به نور، گفت: حالا وقتش است ای مهربان ایستاده شوی، همچون درخت نخل شوی پر بار شوی. پر میوه شوی، گفتم چطور ای مهربان؟ گفت: دست به دست من بده همراه شو به شهر عشق سفر کنیم. گفتم آنجا کجاست؟

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

شروع راهِ همسفر
چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت 10:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

یادِ من باشد فردا دم‌صبح

بد نگویم به هوا، آب و زمین

مهربان باشم با مردمِ شهر

و فراموش کنم هر چه گذشت

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت دستور جلسه، دلنوشته،

با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود
سه شنبه 12 آذر 1398 ساعت 02:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

به نام آنکه جان را فکرت آموخت     چراغ دل به نور جان برافروخت

به نام خدایی که به انسان‌ها جان داد و تفکر را به آنان یاد داد و روح انسان را با نوری پاک و روشن ساخت.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

راهی پر از عشق
چهارشنبه 22 آبان 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

نامه‌ای به بنیان‌گذار کنگره ۶۰
یکشنبه 12 آبان 1398 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )
  نامه‌ای از طرف همسفر زهرابه جناب مهندس دژاکام، به خاطر لطف بی‌دریغشان به بشریت و انسان‌ها

Gerelateerde afbeelding

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

سردی که به گرمی تبدیل شده
دوشنبه 29 مهر 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

ای که هدفت عشق است و ایثار         هزاران خفته را کرده‌ای بیدار

برایتان از خداوند بهترین‌ها را آرزو دارم مهندس دژاکام؛

سلام دوستان، رقیه هستم یک هم‌سفر؛

من هم مثل هم‌سفران دیگر، چند ماهی است که کنگره را شناخته‌ام و چند روز بیشتر از رهایی ما نگذشته و من هنوز ذوق و شوق خیلی زیادی دارم. چون روزی که پا به کنگره گذاشتم، شاید یکی از آرزوهایم دیدن روز رهایمان بوده است. می‌خواهم بنویسم که کنگره به من چه آموخت؟ کنگره به من آموخت که محبت و عشق واقعی یعنی چه؟

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته؛ درخت وجود
شنبه 20 مهر 1398 ساعت 09:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

انسان آفریده شد و جان گرفت، فرآیند رشدش هم مانند درخت آفریده شد که مرحله‌به‌مرحله رشد و جان می‌گیرد و استوار می‌گردد.

خداوند انسان را همچون دانه‌ای کوچک آفرید، دانه‌ای که از دل خاک بی‌روح جان گرفت و سر از میان سنگ‌ها درآورد. درخت اندک‌اندک رشد کرد و به نهالی جوان تبدیل شد. کم‌کم شاخ و برگ‌هایش نمایان شد. شاخ و برگ‌هایی که از علم سرچشمه گرفت. علم نیز همانند آب و نور خورشید عمل می‌کند، با علم و جهان‌بینی، ما رشد می‌کنیم. این علم درخت وجودمان را پربار می‌کند و شاخ و برگ‌هایش را سبز می‌کند، این برگ‌های زیبا خوبی‌های وجودمان هستند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


کنگره راهی برای درست زندگی کردن
دوشنبه 15 مهر 1398 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمک مرده‌ای بیش نیستم و فرصتی هرچند کوتاه به من می‌داد از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده می‌کردم. به‌احتمال‌زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندم و یقیناً هر چه را می‌گفتم فکر می‌کردم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


به امید ذره ای آرامش
سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

سلام دوستان کلثوم هستم هم‌سفر رسول

خیلی خوشحال هستم که در کنگره حضور دارم کنگره باعث آرامش من در زندگی شده است، زمانی که من تمام امیدم را برای زندگی کردن ازدست‌داده بودم و مدام در حال کش مکش و بحث و جدال با همسرم بودم، در کنگره به راهنمایی، راهنمای خوبم و جناب مهندس و سی‌دی‌ها و وادی‌های کنگره، توانستم مقداری از مشکلاتم را حل نماییم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


با امید شروع به پرواز کردم
شنبه 6 مهر 1398 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

از زیباترین حس‌های دنیا تجربه دانایی است. درست زمانی که از جهالت و تاریکی بیرون می‌آیی و راهی برای دانایی پیدا می‌کنی و خود را به جهان‌بینی نزدیک می‌کنی در تاریکی شب به سر می‌بردم دیگر از این تاریکی خسته شده بودم، تصمیم گرفتم کاری انجام دهم که از این تاریکی رهایی یابم، شروع به پرواز کردم و بال‌بال زنان به جلو حرکت می‌کردم آن‌قدر تاریک بود که چیزی نمی‌دیدم و دید تاریکی به اطرافم داشتم و توان انجام کاری را نداشتم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


کنگره نوید روزهای خوب من بود
سه شنبه 2 مهر 1398 ساعت 07:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست هم‌سفر مینــــا | ( نظرات )

کنگره نوید روزهای خوب من بود، نوید امید، رهایی، رسیدن به خود و خدای خودروزهای سختی را پشت سر گذاشتم روزهایی که بعد از گذشت چهار سال وقتی به آن فکر می‌کنم هرروز به‌اندازه یک سال برایم می‌گذشت چنان غرق رنج و سختی بودم که الآن باگذشت، چند سال هنوز آثارش در وجودم هست.

روزهای پرتنش من، روزهای سختی مسافرم بود، روزهایی که هر ثانیه‌اش آرزوی مرگ می‌کردم، نمی‌دانستم چه‌کار کنم، نمی‌دانستم راه را کجا باید بیابم. وقتی با کنگره آشنا شدیم و ازآنجایی‌که هیچ راهی را برای نجاتِ مسافرم نرفته بودیم با خودم می‌گفتم اینجا هم حتماً مثلِ جاهای دیگر است، بی‌احترامی و اذیت می‌کنند، مثلِ مراکز ترک اعتیاد یا کمپ‌ها است.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic